ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

120

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

شام دردى دارد كه درمان‌پذير نيست . در آن جا مردى است كه شام را تسليم نمىكند مگر كشته شود و يا شكست بخورد . قبل از آن كه او به سوى تو آيد تو به سوى او برو . سخنان مالك اشتر با على مالك اشتر به على چنين گفت : امير المؤمنين ، بر ماست قبل از اين كه تو سخنى بگويى ، ما سخن بگوييم . و وقتى كه عازم شدى ديگر سخنى نمىگوييم . امروز اگر با اين تندى و شدت به سوى شام به روى ، روز ديگر ما را اين چنين نخواهى يافت ، قلب‌ها امروز سالمند و ديده‌ها در صحت و سلامتى ، پس بشتاب به سوى قلب‌هاى سخت و ديدگان نا بينا . نامهء على به جرير بن عبد الله موقعى كه على براى جرير نامه نوشت وى در مرز همدان بود ، جرير از سوى عثمان بر آن نواحى گمارده شده بود . على نامه را به همراه زفر بن قيس براى جرير فرستاد . متن نامه اين چنين است : « خدا چيزى را كه از آن مردمى است دگرگون نمىكند ، تا آن مردم خود دگرگون شوند ، چون خدا براى مردمى بدى خواهد هيچ چيز مانع او نتواند شد و ايشان را جز خدا هيچ كار سازى نيست . » ( رعد ، آيهء 11 ) . تو را از كار خودمان و از كار كسانى كه به سوى آنان رفتيم آگاه مىگردانم ، طلحه و زبير بيعت خود را شكستند و آن رفتار را در مورد فرستادهء من ، عثمان بن حنيف انجام دادند . من به همراهى مهاجران و انصار از مدينه بيرون رفتيم . در ميانه راه حسن پسرم را ، عبد الله بن عباس ، عمار ياسر و قيس بن سعد بن عباده را به كوفه فرستادم . از آنان به حق خدا و رسول خدا ( ص ) درخواست نيروى جنگى كردم . آنان نيز پاسخ دادند . و همراه آنان به پشت بصره رسيديم ، بيعت آنان را به يادشان آوردم ولى آنان جز به جنگ با من راضى نبودند . از خدا براى پيروزى بر آنان يارى خواستم ، عده‌اى كشته شدند و آنان كه پشت به جنگ كردند به شهرهاى خود برگشتند . از من بپرسيد قبل از آن كه آنان را در ميدان جنگ ببينم به آنان چه گفتم ، براى آنان آسايش را خواستم و شمشير را از آنان دور كردم ، و عبد الله بن عباس را بر آنان گماردم . زفر بن قيس را به سوى تو فرستاده‌ام ، از او دربارهء ما و آنان پرسش كن .